آینده چه خواهد شد؟ چه باید کرد؟ مقدمه‌ای بر مجموعه‌ی “فرقه‌ی شاهان” علی عربی

مقدمه‌ای بر فرقه‌ی شاهان علی عربی

صبح ۲۴ ژوئن ۲۰۲۵، روز پایانی جنگ ۱۲ روزه، پیش از تایید آتش بس نوشتم:

“توافقات خیلی وقت پیش توسط مهره‌هایی که نمی‌شناسید انجام شده. قربانی‌ها و تلفات مشخص شده و تمام مدت در بازی روند اجرای آن هستیم. یک دوره‌ی تازه در حال آغاز هست و به زودی ایران جایی خیلی بد نخواهد بود.”

این نوشته امروز معنای پیچیده‌تر دارد.

فردا، خیلی بیشتر.

در این روزهای ایران که حداکثر فشار روانی و اقتصادی حاکم است و آینده مبهم‌تر از همیشه به نظر می‌رسد، پرسش‌هایی همیشه تکرار می‌شود:

آینده چه می‌شود؟ چه باید کرد؟ و شما چطور از بعضی مسائل خبر داشتید؟

مجموعه‌ی فرقه‌ی شاهان برای جواب به این سوالات ارائه می‌شود.

پاسخ واقعی، در نوع نگاه ما به بازی قدرت و جایگاه خودمان در آن نهفته است.

مجموعه‌ی «فرقه‌ی شاهان» دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود؛ نه برای تحلیل سیاسی، بلکه برای رسیدن به قدرت شخصی در میان بازی‌های بزرگ جهان.

از آن‌جا که احتمالا تا پیش از بازگشایی اینترنت آزاد، این مجموعه آغاز نخواهد شد، در این صحبت کوتاه به عنوان مقدمه‌ای بر این مجموعه، پاسخی سربسته “نیازمند تفکر” داده‌ام.

شاید مرهمی بر زخم، و انسجامی برای ذهن تو باشد.

در کنار شنیدن فایل صوتی، مطالعه‌ی این مقاله ضروری‌ست.

 

 

جهان قدرت، بازی شطرنج است

اگر سیاست را به یک شطرنج بزرگ تشبیه کنیم، تصویر واضح‌تر می‌شود.

در صفحه‌ی شطرنج، سربازها در خط مقدم قرار دارند و پشت سر آن‌ها مهره‌های مهم‌تر چیده شده‌اند. و نکته‌ این است که حتی شاه در نهایت یک مهره است.

کسی این صفحه را چیده است.

کسی قواعد بازی را تعیین کرده است.

و بازی بسیار طولانی‌تر و پیچیده‌تر از آن چیزی است که از بیرون دیده می‌شود.

در این بازی بزرگ، گروهی وجود دارند که می‌توان آن‌ها را «بازیکنان اصلی» نامید؛ کسانی که قواعد را می‌شناسند و در سطحی بالاتر از مهره‌ها عمل می‌کنند. در اینجا از این مفهوم با عنوان فرقه‌ی شاهان یاد می‌شود. هرچند کلمه‌ی فرقه در این‌جا، بیشتر به یک طرز فکر اشاره دارد.

طرز فکری که انسان را از یک مهره‌ی منفعل به یک بازیگر آگاه تبدیل می‌کند.

 

درک حقیقت بازی

درک علت بسیاری از اتفاقات جهان کار ساده‌ای نیست.

اما درک یک حقیقت ساده‌ است: آنچه در اطراف ما رخ می‌دهد، بخشی از یک بازی قدرت است.

وقتی این واقعیت را بپذیریم، تمرکز ما از «چرا این اتفاق افتاد» به سمت «من در این شرایط چه بازی‌ای باید انجام دهم» تغییر می‌کند.

به جای اینکه صرفاً درگیر پیش‌بینی آینده شویم، باید بازی شخصی خودمان را آغاز کنیم.

از لحظه‌ای که انسان متوجه می‌شود فقط یک سرباز در صفحه‌ی بازی‌ست، همان لحظه می‌تواند تصمیم بگیرد شاه جهان خودش باشد.

اینترنت قطع می‌شود، اقتصاد دچار مشکل می‌شود، میلیون‌ها نفر معترض و مضطرب می‌شوند. واقعیت تلخ این است که در بازی‌های بزرگ قدرت، زندگی فردی سربازان، اولویت هیچ‌کس نیست.

قدرت، زبان بازی‌های بزرگ است.

و تنها راه واقعی تأثیرگذاری در این جهان، افزایش قدرت شخصی‌ست.

بازی شخصی تو چیست؟

وقتی از «بازی شخصی» صحبت می‌کنیم، منظور صرفاً توسعه‌ی فردی سطحی نیست.

بازی شخصی یعنی، یک مسیر بلند مدت که آغاز و پایان مشخص دارد و طی آن توانایی‌ها و مهارت‌های سخت و نرم فردی، توسعه‌ی کاملا مشخصی دارند.

مسیری که در آن “ارتباطات” نقش بی‌انکار دارد.

مسیری که در آن، نادیده گرفتن تو دشوار است.

فقط در این بازی شخصی بزرگ است که می‌توانی نقشی در آینده داشته باشی.

 

آشوب، بخشی از هر تحول بزرگ است

دوره‌های سخت، نشانه پایان نیستند. مرحله‌ای از یک تغییر بزرگ‌تر هستند.

بسیاری از تحولات بزرگ منطقه‌ای و جهانی سال‌ها قبل برنامه‌ریزی می‌شوند و در زمان مناسب به مرحله اجرا می‌رسند. و این اجرا، با آشوب همراه است.

در تاریخ هیچ تحولی بدون دوره‌ای از آشوب نبوده است.

این اصل هم در سطح فردی صادق است و هم در سطح اجتماعی.

قبل از شکل‌گیری نظم جدید، مرحله‌ای از بی‌نظمی و آشفتگی وجود دارد. 

مسئله این است که، اگر آمادگی در این آشوب حفظ نشود، فرصت از دست می‌رود.

چرا؟

چون وقتی از آینده‌ی یک کشور صحبت می‌کنیم، نباید فراموش کنیم که کشور فقط یک ساختار سیاسی نیست. ایران یعنی مردم آن.

 

بینش شاهانه

بینش شاهانه یک طرز فکر است. و این چیزی نیست که صرفاً از طریق یادگیری و موضوعات انگیزشی به دست آید.

این نگاه، نتیجه‌ی درک کامل قوانین قدرت و اقدام است.

وقتی فرد به شکل شاهانه فکر و عمل می‌کند، پرده‌ها برای او کنار رفته و تصویر بزرگ‌تری از جهانش نمایان می‌شود.

در جهانی پر از بازی‌های بزرگ قدرت، حتی اگر سرباز پیاده در میدان هستی، خودت را پیدا کن و تاج به سر داشته باش.

از آشوب نترس. در دل آشوب، بازی خودت را شروع کن.

منتظر مجموعه‌ی فرقه‌ی شاهان باش.

طلایی باش

4.2/5 - (8 امتیاز)

6 پاسخ

  1. سلام
    ایا دوباره جنگ میشه و اگر بله به چه صورت؟
    این بلاتکلیفی تمام زندگی و برنامه من و تحت تاثیر گذاشته و دچار افسردگی شدم حتی در خریدها و کارها تردید دارم که چی میشه ایا اگر خرید کنم مثلا فلان چیز و بعدا جنگ بشه دستم خالیه و به مشکل میخورم و …. ممنون میشم پاسخ بدید

    1. سلام، این بلاتکلیفی حاصل یک زندگی بی‌برنامه هست. در هر صورت، دریافتی شما باید به میزان مشخص به حوزه‌های مختلف از جمله سرمایه‌گذاری به طریق مختلف، دسته‌بندی بشه. حتی اگر ناچیز هست.

  2. سلام استاد وقتتون بخیر
    داخل ویدیویی ۱۳نکته درمورد خطرناک شدن معرفی کردید و یکی از نکات سکوت کردن بود من خودم ادم درونگرایی هستم و خیلی از جاها که سکوت میکنم احساس قدرت نمیکنم و دیگران میگن چقدر ساکتی و حرف نمیزنی و از اونطرف موقعی که بخوام صحبت کنم بیش از اندازه شوخی میکنم و خودم رو تو چشم دیگران دلقک میکنم و باعث میشه دیگران منو جدی نگیرند به نظرتون مشکل از چیه ؟

    1. سلام
      منظور از سکوت، استفاده‌ی آگاهانه از سکوت به عنوان یک سلاحه، نه درونگرایی. نیاز به افزایش آگاهی در رفتار روزمره دارید.
      ژورنال نویسی رو شروع کنید. هر شب رفتار روزانه رو نقد کنید و اون‌چه باید می‌بود رو بنویسید.

      1. درود بر شما استاد عزیز. بی‌صبرانه منتظر مجموعه‌ی فرقه‌ی شاهان هستم چون مطمئنم قراره صحبت‌های متفاوت و مهمی که هیچ‌جا گفته و شنیده نشده رو از شما بشنویم. استاد عزیز فقط یک سوال داشتم از خدمتتون چون نمیدونستم کجا و تو کدوم قسمت از سایت مطرح کنم که زودتر به جواب برسم اینجا سوالم رو از خدمتتون میپرسم. من موقع کار روی مراقبه جذب ثروت کل وجود و ذهن و بدنم دچار دگرگونی عجیب و گاه دردناک و گاه لذت بخشی میشه و تغییرات و احساسات عجیبی در بدنم شکل میگیره که در این مراقبه مشکلی باهاشون ندارم. سوال و مشکلم اینه تا قبل از انجام این مراقبه، وقتی مدیتیشن بازگشت به عشق رو انجام میدادم، تجربه‌ای کاملا ساکن، با ثبات،خالص و بدون هیچ تحرک شدیدی در بدنم داشتم ولی از بعد از مراقبه جذب ثروت هربار که مدیتیشن بازگشت به عشق رو کار میکنم تقریبا همون حالات و تحرکات فیزیکی که در مراقبه داشتم رو تو مدیتیشن بازگشت به عشق هم تجربه میکنم بخصوص وقتی روی تنفسم تمرکز عمیق میکنم و این برام آزاردهندست چون هدفم از مدیتیشن بازگشت به عشق فقط نشستن و هیچ کاری نکردن و خاموش کردن ذهنه. نطرتون در مورد این مورد چیه و باید چکار کنم که دوباره همون تجربه خالص مدیتیشن بازگشت به عشق رو داشته باشم؟ من درگیری ذهنی و گفت و گوهای درونی زیادی دارم که مثل زنجیر به وجودم وصل شده و من رو پایین میکشه و واقعا نیاز دارم ذهنم رو خاموش کنم، آگاهی و خودآگاهیم رو بالا ببرم و تو لحظه حضور داشته باشم.
        تا ابد سپاسگزارتون هستم. شما نوری خاموش نشدنی در تاریکی وجود ما تاباندید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوره‌ی جامع بازگشت به عشق

مسیری عملی و آزموده برای رسیدن به خود و رابطه

برای دوستان ارسال کن
Email
Twitter
WhatsApp
Telegram